شعر و دیگر هیچ

خرید بک لینک
در ابتدایِ عصر پر موج از ابتهاج گامی به سمت چپ گامی دوباره راست پیوسته پا به پا تا لحظه ی وصال بازیِ مردمک چشمی پُر انتظار صد جمله در مرور الوانِ واژه ها پَر میزند خیال تا دورهایِ دور تا انتهایِ شب تا در دلِ حضور ... #مسعود_خورابه شعر و دیگر هیچ ...

ما را در سایت شعر و دیگر هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: حضور, نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:05

به کوچه میزنم ؛
از خوابِ دیوارها

سقفها ؛
نشسته بر پایه های ضخیم ،
حاکمانِ حصارِ امنِ آدمی اند !

به کوچه میزنم ؛
آسمان
چشمانم را میرقصاند !

خدا را در رنگها میتوان دید !
خدا را در آسمان میتوان یافت !

به کوچه میزنم ؛
از خستگیِ خیالهایی که نشکفته پژمردند !

به کوچه میزنم ؛
شاید لابلایِ سنگفرشها طرحی از رویایم را پیدا کنم !

پیاده رو ؛
صبورترین سنگها را به زیر پای رهگذران فرش کرده است !

اما ...

پیاده روها
خسته تر از گامهای منند !


#مسعود_خورابه

شعر و دیگر هیچ ...

ما را در سایت شعر و دیگر هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 3:33

بیخبر، از آتش و آوار بود

قهرمانِ قصه ی تهرانِ ما

بی مدال و بی نشان آتشنشان

نامِ او جاوید بر ایرانِ ما

#مسعود_خورابه

شعر و دیگر هیچ ...

ما را در سایت شعر و دیگر هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 3:33

برای لحظهای خودت را جای من بگذار

چشمانت را ثانیه ای ببند ...

از جای من خودت را نگاه کن !

"حالا هر دو دیوانه ایم"


#مسعود_خورابه

شعر و دیگر هیچ ...

ما را در سایت شعر و دیگر هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 3:33

همیشه خاطراتِ تلخ نیستند که آزارم میدهند !

اندیشیدن به روزهای بودنت

در این روزها که نیستی
هر لحظه میکُشد و زنده ام میکند !


#مسعود_خورابه

شعر و دیگر هیچ ...

ما را در سایت شعر و دیگر هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 3:33

زن را که نباید گرفت!

زن را باید در خانه ی آرامشِ قلب جای داد !

و گاه باید در ایوانِ چشمها نشاند و سایبان امنیت را بالای سرش گذاشت !

زن را باید ستود ، زن را باید فهمید !

زن را نباید گرفت !

زن را باید در حصارِِ بی حصارِ مردانگی رها کرد و به تماشای پروازِ پروانه وارش نشست !

زن را نباید گرفت !
زن را باید آزاد کرد !

#مسعود_خورابه

شعر و دیگر هیچ ...

ما را در سایت شعر و دیگر هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 3:33

آه از آن جادویِ چشمانت ندانم چون کنم
بیخودم، درمانده ام وز دوریت دل خون کنم

یادگاری، تیرِ مژگانت نشاندی بر دلم
حال گشتی لیلی و خود را چُنان مجنون کنم

دل سپردم بر نگاهت کاو مرا دیوانه کرد
همچو عشاقان نه دل را بلکه جان مفتون کنم

ای که عشقت را چو رازی در دلم بنهفته ام
روز و شب با یادِ رویت دیده ها جیحون کنم

#مسعود_خورابه

شعر و دیگر هیچ ...

ما را در سایت شعر و دیگر هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 3:33

قصد کردم که ز چشم تو سرایم غزلی

زان سبب محو تماشای نگاهت گشتم ،

خط شعرم گم شد !

حال با این همه سرگردانی

می سرایم از نو ، شعری از جنس پریشانیِ خویش !


#مسعود_خورابه

شعر و دیگر هیچ ...

ما را در سایت شعر و دیگر هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 3:33

میتابدم به صبح
خورشید بی امان

مژگان گره به هم...

پیکارِ نور و چشم
وین نقلِ کهنه ایست !

یکسر شوم ز خواب
یکسر روم به خواب

اما حکایتی ست
از خواب تا به خواب !


#مسعود_خورابه

شعر و دیگر هیچ ...

ما را در سایت شعر و دیگر هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 3:33

صفحه بندی